پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۰:۱۳

کلیپ مفدا مازندران ویژه روز پدر؛

در سایه آفتاب پدر

کلیپ مفدا مازندران ویژه روز پدر؛

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم! راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا! متن: فاطمه عزیزآبادی/ نریشن و تدوین: فاطمه امیری

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‌ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‌‏ات، کودکی‏‌هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.

می‏‌خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏‌هایی را خوردی که مال تو نبودند!

ببخش اگر ناخن‌‏های ضرب‏ دیده‌ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏‌ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‌‏ات بزنم. سایه‏‌ات کم مباد ای پدرم!

آن روزها، سایه‏‌ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‌‏ایستادی، همه چیز را فرا می‌‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‌‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‌‏ریزد.

دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‌‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‌‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.

این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏‌معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.