یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۶

۲۹ فروردین: روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

ارتش

ارتش جمهوری اسلامی ایران، پیکرهٔ اصلی نیروهای مسلح ایران را تشکیل می‌دهد. وظیفهٔ اصلی ارتش «حفاظت از استقلال و تمامیت ارضی کشور» است. امروزه ارتش ایران از ۴ نیروی زمینی،  نیروی دریایی،  نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی تشکیل می‌شود که به‌همراه شبه نظامی سپاه پاسداران و نیز نیروی انتظامی، مجموعهٔ نیروهای مسلح ایران را تشکیل می‌دهند. هم‌اکنون سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی،  فرماندهی کل ارتش را برعهده دارد.

ارتش جمهوری اسلامی ایران، پیکرهٔ اصلی نیروهای مسلح ایران را تشکیل می‌دهد. وظیفهٔ اصلی ارتش «حفاظت از استقلال و تمامیت ارضی کشور» است. امروزه ارتش ایران از ۴ نیروی زمینی،  نیروی دریایی،  نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی تشکیل می‌شود که به‌همراه شبه نظامی سپاه پاسداران و نیز نیروی انتظامی، مجموعهٔ نیروهای مسلح ایران را تشکیل می‌دهند. هم‌اکنون سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی،  فرماندهی کل ارتش را برعهده دارد.

پیشینه شکل‌گیری ارتش کلاسیک در ایران، به سال ۱۲۹۹ و تأسیس ارتش شاهنشاهی ایران توسط رضاشاه پهلوی بازمی‌گردد. این سازمان در پی وقوع انقلاب ۱۳۵۷، ابتدا به ارتش ملی ایران سپس به ارتش جمهوری اسلامی ایران تغییر نام داد، سپس نیروی دریایی شاهنشاهی ایران (در قالب نیروی دریایی ارتش) و نیروی هوایی شاهنشاهی ایران (تحت عنوان نیروی هوایی ارتش) زیرمجموعه ارتش درآمد.

پیشینه شکل‌گیری نیروی نظامی در ایران، به دوران پادشاهی هخامنشیان بازمی‌گردد. در این دوره، نیروهای رزمی از ۲ گروه پیاده‌نظام و سواره نظام تشکیل می‌شد و این نیروها تحت فرماندهی یک نفر قرار داشت و به تدریج، رسته‌های پیاده، سواره، ارابه‌سواران، مهندسان، نفت‌اندازان، کارگزاران و گارد جاویدان شکل گرفت. در دوران پادشاهی اشکانی، اهمیت رسته سواران بیشتر شد و در دوره پادشاهی ساسانیان نیز پادگان‌هایی به‌صورت ثابت ایجاد گردید. در طول ادوار مختلف تاریخ ایران، همواره نیروی نظامی با کیفیت مختلف در ایران وجود داشته‌است، ولی فرم کنونی نیروهای مسلح مدرن، در دوران پهلوی شکل گرفت.

ارتش در دوران پهلوی [ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: ارتش شاهنشاهی ایران و نوسازی ارتش توسط رضاشاه

رضاشاه پهلوی به همراه امرای ارتش شاهنشاهی

در دوره حکومت رضاشاه پهلوی، ایران به ۵ حوزه نظامی بزرگ تقسیم شد، که باید آن را مبدأ تشکیل ارتش، به صورت اصولی و به شکل امروزی آن دانست. این ۵ حوزه شامل لشکر مرکز، لشکر شمال‌غرب، لشکر شرق یا خراسان، لشکر جنوب و لشکر غرب می‌شد. همچنین در اواخر دوران قاجار، از سال ۱۳۰۳ نیروی هوایی شاهنشاهی ایران تأسیس گردید. سپس طی سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰ تحولات اساسی دیگری در سازمان نیروی زمینی ارتش به وجود آمد و این سازمان شامل ۵ لشکر رزمی، ۴ تیپ مستقل، ۲ واحد توپخانه و ضدهوایی شد. در سال ۱۳۱۴ درجات نظامی نیز تعیین گردید.

ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی ایران در سال ۱۳۱۷

در این زمان، مدارس مختلف نظامی مانند مدرسه دیویزیون (برای دیویزیون قزاق)،  مدرسه نظام مشیرالدوله (برای بریگاد مرکزی)، مدارس افسیه و سوزافسیه (برای ژاندارمری و کلاس‌های بیطاری) که پیش‌تر در زمان قاجاریه تشکیل شده بودند، در یکدیگر ادغام شدند و برای نخستین بار، مؤسسه‌ای به نام مدارس نظام کل قشون ایجاد گردید. در طول سالهای بعد این مدارس به ۳ مدرسه جداگانه: مدرسه ابتدایی نظام، مدرسه متوسطه نظام و مدرسه عالی نظام تبدیل شدند، که نام این ۳ مدرسه نیز در سال ۱۳۱۴ به ترتیب به دبستان نظام،  دبیرستان نظام و دانشکده افسری تغییر پیدا کرد.

آیین دانش‌آموختگی افسران ارتش در دانشکده افسری با حضور ولیعهد محمد رضا پهلوی، ۱۳۱۹ خورشیدی

در طول سالهای بعد، مقطع بالاتر آموزش عالی نظامی، بنام دافوس (دانشکده فرماندهی و ستاد) راه‌اندازی شد. از سال ۱۳۳۴ نیز نیروی دریایی شاهنشاهی ایران شکل گرفت. به دنبال تعدادی از درگیری‌ها با پادشاهی عراق در فروردین ۱۳۴۸ بر سر حق مالکیت اروندرود،  محمدرضا پهلوی برنامه نوسازی و تجهیز بی‌سابقه‌ای را برای نیروهای مسلح ایران آغاز کرد. در بسیاری از موارد، ایران حتی قبل از اینکه سلاح به نیروهای مسلح کشورهای سازنده‌اش عرضه شود، از آن برخوردار می‌شد. در این دوره قدرت، ایران از منافع خود در منطقه با استفاده از قدرت نظامی حفاظت کرد: در عمان،  شورش ظفار با کمک نیروهای ارتش شاهنشاهی در هم شکسته شد. در آذر ۱۳۵۰، نیروهای ایرانی به دنبال خروج بریتانیا از جزایر غیرمسکونی، اما استراتژیک ابوموسی،  تنب کوچک و تنب بزرگ کنترل سه جزیره را به دست گرفتند.

پوستر چاپ دولت با موضوعیت اهمیت ارتش در دهه ۱۳۴۰

در اوایل دهه ۱۳۵۰ اقتصاد ایران به لطف افزایش بی‌سابقه قیمت نفت سالهای رکورددار رشد را تجربه کرد. تا سال ۱۳۵۵،  تولید ناخالص داخلی ایران بیشترین مقدار در خاورمیانه بزرگ بود. این موضوع هدف شاه برای خرید پیشرفته‌ترین تجهیزات و تسلیحات نظامی، به ارزش میلیاردها دلار از کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا و بریتانیا را، تسهیل و تسریع کرد. [۱۳] خریدهای ایران از ایالات متحده قبل از انقلاب ۱۳۵۷ شامل: ۷۹ فروند گرومن اف-۱۴ تام‌کت، ۲۲۵ مک‌دانل داگلاس اف-۴ فانتوم ۲، ۱۶۶ فروند نورثروپ اف-۵، ۱۵ هواپیمای شناسایی لاکهید پی-۳ اوریون، ۴۵۵ دستگاه تانک ام۶۰ پاتون، ۵۰۰ تانک ام ۱۰۹ هویتر و دو ناوشکن از رده خارج‌شده و سپس مدرن‌سازی شده متعلق به ارتش آمریکا یعنی ناوشکن ببر و ناوشکن پلنگ بود. در حوزه موشکی، ایران از ایالات متحده، ۵۲ موشک دستگاه ام‌آی‌ام-۲۳ هاوک با بیش از ۲۰۰۰ موشک مربوط، بیش از ۲۵۰۰ موشک هوا به زمین ای‌جی‌ام-۶۵ ماوریک و بیش از ۱۰ هزار موشک بی‌جی‌ام-۷۱ تاو را از ایالات متحده خریداری کرد. علاوه بر این، ایران صدها هلی کوپتر هم از ایالات متحده دریافت کرد، ۲۰۲ فروند بل ای‌اچ-۱ سوپرکبرا، ۱۰۰ بوئینگ سی‌اچ-۴۷ شینوک و ۲۸۷ بالگرد بل ۲۱۴.[۱۴]

اولین مک‌دانل داگلاس اف-۴ فانتوم ۲ تحویل‌شده به ارتش ایران در سال ۱۳۵۰

بالگرد بل ای‌اچ-۱ سوپرکبرا متعلق به ناوگان هوایی ایران در دهه ۱۳۵۰

خریدهای ایران از بریتانیا قبل از انقلاب ۱۳۵۷ شامل: ۱ ناوشکن از کار افتاده و مدرن سازی‌شده ارتش این کشور (ناوشکن آرتمیس)، ۴ ناوچه ساخت انگلیس (ناوچه کلاس الوند) و مجموعه گسترده‌ای از موشک‌ها مانند سیستم‌های موشکی رایپر و سیاکت بود. علاوه بر این، ایران ده‌ها هاورکرافت اس‌آر. ان۶، ۲۵۰ تانک سبک اف‌وی۱۰۱ اسکورپیون و ۷۹۰ تانک چیفتن خریداری کرد.

ایران همچنین به‌طور قابل توجهی تجهیزات زرهی زمینی خود را از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کرد. این معاملات معمولاً با استفاده از نفت و گاز طبیعی ارزان از طرف ایرانی در ازای تخصص، آموزش و تجهیزات روسی انجام می‌شد. در زمینه تجهیزات نظامی، ایران به وسایل نقلیه توپخانه زسو-۲۳-۴، ۳۰۰ بی‌تی‌آر-۶۰ به همراه ۲۰۰ بی‌تی‌آر-۵۰ و ۳۰۰ پرتابگر موشک ب‌ام-۲۱ گراد مجهز شد. [۱۵][۱۶]

ایران در اواخر دهه ۱۳۵۰ از بریتانیا،  فرانسه و چین در سفارش تجهیزات جنگی از ایالات متحده پیشی گرفت اما به دلیل وقوع انقلاب ایران در بهمن ۱۳۵۷، بسیاری از این سفارشات را هرگز دریافت نکرده‌است. این تجهیزات شامل پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارهای روز دنیا بود و برخلاف سفارشات قبلی، نیروی دریایی را هم شامل می‌شد، اما این سلاح‌ها تابه‌حال ایران تحویل داده نشده‌اند.

محمدرضا شاه به همراه امرای ارتش شاهنشاهی

بعد از اینکه پیشرفت تجهیزات نظامی ارتش عراق به شاه ثابت و مشهود شد شاه به آمریکا درخواست موشک‌های دارای کلاهک هسته‌ای داد ولی دولت جیمی کارتر این درخواست را رد کرد، شاه به اسرائیلی‌ها متوسل شد. ایران با همکاری اسرائیل در پروژه شکوفه در حال کار بر روی موشک‌های بالستیک بودند. همکاری دو کشور در تلاش برای مونتاژ موشک‌های آمریکایی و تجهیزات ساخته‌شده توسط اسراییل که توانایی مجهز شدن به کلاهک هسته‌ای را دارا بودند، دیده می‌شد. ترکیبی از ناوبری موشک آمریکایی و تجهیزات راهبری و مورد مهم آن‌که اسراییل مجاز به اشتراک‌گذاری آن تجهیزات با دیگر کشورها نبود. اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها به صورت یکسان، ماهیت و اندازهٔ این طرح را از ایالات متحده آمریکا مخفی نگه داشتند و به‌صورت محرمانه این پروژه را در بین خودشان نگه داشته بودند.

در این زمان ایران بیش از ۱۰ میلیارد دلار (معادل حدود ۴۰ میلیارد دلار امروزی) [۲۳] برای ساخت نیروگاه‌های اتمی سرمایه‌گذاری کرده بود. قرار بود ۸ مکان توسط آمریکایی‌ها، ۲ مکان توسط آلمانی‌ها و ۲ مکان توسط فرانسه برای پروژه هسته ای ۲۳۰۰۰ مگاواتی ساخته شود که می‌توانست برای ۵۰۰–۶۰۰ کلاهک اتمی اورانیوم کافی تولید کند.

انقلاب ۱۳۵۷ و ارتش جمهوری اسلامی ایران

دیدار همافران نیروی هوایی شاهنشاهی با امام خمینی، ۱۹ بهمن ۱۳۵۷

روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و آغاز به کار دولت موقت، بنا به پیشنهاد جناح نظامی انقلاب،  سرلشکر محمدولی قرنی در سمت نخستین رئیس ارتش ملی اسلامی ایران پس از انقلاب قرار گرفت. «بقا یا انحلال ارتش» یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در چند ماه نخست پس از پیروزی انقلاب بود. برخی از گروه‌های چپ مانند حزب توده،  مجاهدین خلق و چریک‌های فدائی خلق به همراه گروه ملی‌گرای جبهه دموکراتیک ملی ایران با برگزاری تظاهرات‌های مختلف به دنبال انحلال ارتش و تشکیل «ارتش خلقی» بودند؛ اما خمینی و دولت موقت بر پاکسازی و بقای ارتش تأکید داشتند.

نخست‌وزیر مهدی بازرگان و چند تن از سران ارتش ملی اسلامی ایران

پس از چند ماه مناقشه سرانجام بنیانگذار جمهوری اسلامی در روز ۲۶ فروردین ۱۳۵۸ به صورت قاطع از ارتش حمایت کرد و در جمع پرسنل پادگان فرح‌آباد که به ملاقات او آمده بودند، گفت:

... من اعلام می‌کنم که اگر کسی با ارتش ما مخالفت امروز بکند، با اسلام مخالفت کرده‌است؛ با پیغمبر اسلام مخالفت کرده‌است. امروز ارتش، ارتش طاغوتی نیست؛ ارتش محمدی است.

در همین راستا در روز ۲۸ فروردین نام ارتش از ارتش ملی اسلامی ایران به «ارتش جمهوری اسلامی ایران» تغییر یافت. خمینی نیز در همان روز پیامی منتشر کرد و روز ۲۹ فروردین را روز ارتش اعلام کرد. در قسمتی از آن پیام آمده بود:

... روز چهارشنبه ۲۹ فروردین روز ارتش اعلام می‌شود. ارتش محترم در این روز در شهرستان‌های بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداکاری در راه استقلال و حفظ مرزهای کشور اعلام نمایند.

روز ۲۹ فروردین در تقویم رسمی ایران روز ارتش نامگذاری شده و هر ساله در این روز گردان‌های ارتش در سراسر کشور مراسم رژه برگزار می‌کنند.

در یک سال اول انقلاب و علی‌الخصوص بعد از وقوع کودتای نوژه، بسیاری از افسران بلندپایه ارتش تصفیه شدند که باعث از بین رفتن ساختار ارتش شد. کاهش طول دورهٔ خدمت وظیفه عمومی توسط دولت موقت به یک سال، انتقال پرسنل متخصص و فنی به خارج از یگان‌های رزمی، اخراج چهل هزار مستشار آمریکایی که برای آموزش با ارتش ایران همکاری می‌کردند، فرار یا خانه‌نشین شدن تعداد زیادی از فرماندهان نظامی، عدم خرید هرگونه تجهیزات و تسلیحات، لغو قرارداد خریدهای خارجی و طرح فروش اقلام عمدهٔ تجهیزات ارتش، ازهم‌پاشیدگی سیستم اطلاعاتی ارتش و فراخواندن وابسته‌های نظامی به کشور، تضعیف آموزش و تعمیر و نگهداری و نیز تلفاتی که در مأموریت‌های ارتش برای برقراری امنیت در مناطق مختلف کشور به خصوص در کردستان پیش آمد از جمله عوامل تضعیف ارتش بودند. [۲۶][۲۷] این مسائل باعث شدند که صدام حسین به این ارزیابی برسد که ایران توان دفاع دربرابر حملات ارتش پیشرفته او را نخواهد داشت و در عرض یک هفته تهران را فتح خواهد کرد. با این محاسبات، عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد.

ارتش در طول جنگ ایران و عراق

« [در ابتدای جنگ] ارتش فی نفسه هیچ اختیاری نداشت، یعنی اختیار فرماندهی نیروی زمینی در حد جابه‌جایی یک گردان بود… یعنی برای جابه‌جایی یک تیپ نمی‌توانست تصمیم بگیرد، چه برسد به این که بداند عراق چه می‌خواهد بکند تا در مقابل آن عمل کند… »

سرلشکر حسین حسنی سعدی، پروژه تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، سال ۱۳۸۳

در سال نخست جنگ، مدیریت و کنترل جبهه‌ها بیشتر بر عهده فرماندهان ارتش بود. در روزهای آغازین جنگ، سطح اطلاعات و دانش نظامی سپاه اندک بود. ساختار سازمانی آن هم به صورت نظامی شکل نگرفته بود و این باعث عدم هماهنگی میان دو نیرو می‌شد. [۳۰] اختلافات میان سپاه پاسداران و ارتش از یک سو و اختلاف میان فرمانده کل قوا ابوالحسن بنی‌صدر و اکثریت مجلس شورای اسلامی از سوی دیگر موجب شده بود تا انسجام تصمیم‌گیری در زمینه جنگ وجود نداشته باشد.

این مشکلات علاوه بر غافلگیری نیروهای ایرانی همگی باعث شدند تا در نخستین روزهای حمله ارتش عراق، حدود سی هزار کیلومتر مربع از خاک ایران به اشغال درآید. [۳۱] هدف اولیه بخش ارتش عراق، تصرف برق‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان،  اهواز،  دزفول و سوسنگرد بود؛ ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ای افتادند که سلاح‌های ناچیزی همچون تفنگ ام۱ گاراند،  نارنجک و کوکتل مولوتوف در مقابل ارتش عراق مقاومت می‌کردند.

نبرد خیابانی تکاوران ارتش در خرمشهر

این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه‌های خرمشهر شد. پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی با گردان تکاوران دریایی بوشهر در این شهر بود.

تکاور نیروی دریایی ارتش، در خلال نبرد خرمشهر

نهایتاً عراق که ابتدا برای اشغال خرمشهر دو گردان فرستاده بود، با مقاومت نیروهای ایرانی مجبور شد بیش از دو لشکر اعزام کند. [۳۴] خرمشهر ۳۴ روز [۳۵] مقاومت کرد ولی در ۳ آبان ۱۳۵۹ با عقب‌نشینی تکاوران، شهر سقوط کرد.

در جبهه نبرد دریایی ایران در ۵۲ روز ابتدای جنگ و طی عملیات مروارید،  نیروی دریایی عراق را به کلی منهدم کرد و تا پایان جنگ برتری خود در خلیج فارس را حفظ نمود. [۳۶] دریادار بهرام افضلی، فرمانده نیروی دریایی به هنگام شروع جنگ، طراح [۳۷] این عملیات تاریخی بود. اندک مدتی پس از این واقعه بهرام افضلی به اتهام عضویت در حزب توده ایران دستگیر شد و به همراه ۹ نفر دیگر از افسران بلندپایه ارتش، از جمله هوشنگ عطاریان تیرباران گردید.

در جبهه هوایی هم،  نیروی هوایی ارتش، در اوایل جنگ دارای برتری مطلق در مقابل عراقی‌ها بود. تنها ۲۴ ساعت پس از شروع جنگ، جنگنده‌های ارتش به تمام خاک عراق حمله‌ور شدند و در نابودسازی خودروهای نظامی، ادوات توپخانه‌ای و تدارکات ارتش عراق موفق عمل کردند. نیروی هوایی ارتش تنها پس از سه هفته با نابود کردن بسیاری از تدارکات ارتش عراق و اکثر پایگاه‌های نظامی آن در نزدیکی جبهه پیش‌روی نیروهای عراقی را متوقف کرد. نیروی هوایی و پدافند عراق در شرایطی نبودند که قادر به مقابله با خلبانان تعلیم دیده و جنگنده‌های پیشرفته اف-۱۴ نیروی هوایی ایران باشد و حتی در مواجهه با جنگنده‌های اف-۴ و اف-۵ و هلیکوپترهای کبرای نیز مشکلات جدی داشتند.

خلبانان گرومن اف-۱۴ تام‌کت نیروی هوایی ارتش. ایستاده از چپ: اسدالله عادلی - جلیل زندی - غلام هاشمپور - عباس بابایی - ایرج سیروس - محمد رستم پور. نشسته از چپ: صدیقیان - احمد مرادی طالبی -اکبر پناهی

در همین زمان نیروی هوایی عراق ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» در غرب این کشور (۵۰ کیلومتری مرز اردن) منتقل کند تا از دسترس هواپیماهای ایران خارج شوند. با این حال خلبانان ایرانی توانستند با سوخت‌گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا ۴۶ هواپیمای عراقی (۱۵ تا ۲۰ درصد از کل نیروی هوایی عراق در آن زمان) را روی زمین منهدم کنند. این حمله به عملیات اچ-۳ معروف شد. [۳۸] ایرانی‌ها در نبردهای هوایی ۱۸۰ روز اول جنگ پیروزی‌های چشمگیری داشتند اما فرماندهی نیروی هوایی ایران پس از آن دستور به عملیات تدافعی داد تا از وارد آمدن خسارات بیشتر به نیروی هوایی ایران جلوگیری کند. جنگنده‌های ایرانی دستور داشتند که به جای تعقیب و انهدام هواپیماهای عراقی فقط جلوی آن‌ها را بگیرند. در طرف مقابل نیروی هوایی ارتش عراق توانست پس از دو سال خود را بازسازی کند. [۳۹]

فرمانده ستاد مشترک ارتش،  ولی‌الله فلاحی، فرماندهی چندین عملیات مشترک ارتش و سپاه، ازجمله شکست حصر آبادان را در سال ۱۳۶۰ برعهده داشت.

با عزل بنی‌صدر در خرداد ۱۳۶۰، اختلافات سیاسی در تهران فروکش کرد و در زمینه سیاست‌گذاری جنگ تمرکز تصمیم‌گیری به وجود آمد. به علاوه ارتش و سپاه به همکاری بیشتری با یکدیگر پرداخته و موفق شدند تا اولین عملیات مشترک را برای شکست حصر آبادان در ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ با پیروزی انجام دهند. [۴۰] در کنار این مسئله کسب تجربه توسط فرماندهان جوان سپاه، موجب بهبود توان تاکتیکی، برنامه‌ریزی صحیح و اطلاعات و امنیت بهتر عملیات‌ها شد. [۴۱] در پی موفقیت عملیات ثامن‌الائمه، فرماندهان ارشد ارتش و سپاه برای ارائه گزارش این عملیات به فرمانده کل قوا روح‌الله خمینی، عازم تهران شدند اما سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در منطقه کهریزک تهران، منجر به کشته شدن ولی‌الله فلاحی،  جواد فکوری،  موسی نامجو،  یوسف کلاهدوز و محمد جهان‌آرا شد. اهمیت سرنشینان پرواز یادشده تا جایی بود که ستاد مشترک ارتش، نیروی هوایی ارتش و وزارت دفاع در یک روز با خلأ فرماندهان خود مواجه شدند. این رخداد باعث تغییر یافتن معادلات جنگ شده و طرح عملیات آزادسازی خرمشهر نیز به ۸ ماه بعد از آن موکول شد. [۴۲]

جواد فکوری وزیر دفاع کابینه رجایی و سپس فرمانده نیروی هوایی ارتش که در حادثه سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ کشته شد، در ملاقات با روح‌الله خمینی در جماران در حال ارائه گزارشی از جبهه‌های جنگ

پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه و همزمان شدن آن با روی کار آمدن فرماندهان جدید سپاه و نیروی زمینی ارتش، سپاه و ارتش را به تشکیل قرارگاه مشترک عملیاتی واداشت. از این زمان بود که قرارگاه مشترک کربلا با حضور فرماندهان ارتش و سپاه، اداره جبهه‌ها را بر عهده گرفت و طرح‌های عملیاتی به صورت مشترک به تصویب رسید و عملیات‌های بزرگ و موفقی همچون طریق‌القدس،  فتح‌المبین و بیت‌المقدس انجام و اکثر سرزمین‌های اشغالی ایران آزاد شد. [۴۳] این فرماندهان در چهار سطح مختلف ایفای نقش می‌کردند:

سطح اول: طراحی و تصمیم‌گیری؛  قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا

سطح دوم: عملیاتی؛ قرارگاه‌های مرکزی کربلا،  نجف،  قدس،  نوح و قرارگاه‌های تاکتیکی.

سطح سوم: تاکتیکی؛ قرارگاه‌های لشکری.

سطح چهارم: صحنه نبرد؛ قرارگاه‌های گردانی و نقش‌های گروهانی و دسته. [۴۴]

فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش قاسمعلی ظهیرنژاد (چپ) به همراه جواد فکوری (راست) فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش

پس از عملیات رمضان، اختلاف نظر بین سپاه پاسداران و ارتش افزایش یافت. این اختلاف‌ها، با ناکامی در عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر ۱ شدت گرفت. عمدهٔ این اختلاف‌ها به نوع تفکر و نحوه اداره و فرماندهی یگان‌ها در عملیات بازمی‌گشت.  علی صیاد شیرازی معتقد بود باید ارتش فرماندهی جبهه را بر عهده داشته باشد و سپاه تحت فرمان آن عمل کند اما اکبر هاشمی رفسنجانی معتقد بود این طرح عملی نیست زیرا در آن زمان بیشتر توان رزمی ایران در جنگ، با سپاه بوده، عملیات‌ها را طرح‌ریزی کرده و با کمک یگان‌های خط‌شکن خود اجرا می‌کرد. از آنجا که رئیس‌جمهور خامنه‌ای به عنوان فرمانده عالی جنگ، امکان حضور فعال در صحنه نبرد را نداشت، پیش از آغاز عملیات خیبر، خمینی در ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ یکی از نمایندگان خود در شورای عالی دفاع ملی یعنی هاشمی رفسنجانی را به فرماندهیِ ادامهٔ عملیات‌های والفجر منصوب کرد. [الف] [۴۶]

در میانه جنگ اختلاف نظراتی میان فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش،  علی صیاد شیرازی و محسن رضایی فرمانده کل سپاه پیش آمد

هاشمی رفسنجانی مسئولیت هماهنگی بین ارتش و سپاه را بر عهده گرفته و توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا، دو سازمان سپاه و ارتش را با یکدیگر هماهنگ می‌کرد. این ساختار تا ماه‌های آخر جنگ ادامه داشت و ارتش و سپاه گاهی با هم و گاهی به صورت مستقل عملیات‌هایی را انجام می‌دادند. در خرداد ماه سال ۱۳۶۷ ستاد فرماندهی کل قوا برای مدیریت جنگ و نیز به منظور اداره تمامی نیروهای مسلح به صورت متمرکز تشکیل شد. در این زمان هاشمی رفسنجانی، ستاد فرماندهی کل قوا را با ترکیبی از نخست‌وزیر و اعضای دولت وقت و نیز فرماندهان نیروهای مسلح سازماندهی کرد تا این که جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ با برقراری آتش‌بس به پایان رسید.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.